تبليغاتX
سویدای دل


سویدای دل

من بودم و دل بود و سکوت...من رفتم و دل ماند و سکوت


همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد

دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

نویسنده: سویدا! ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


نویسنده: سویدا! ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀




بيزار گردند از شهي شاهان اگر اگه شوند

زان باده ها كه عاشقان در مجلس دل مي خورند



نویسنده: سویدا! ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to ashk123.Blogfa.com / Theme by:
iTheme